تبلیغات اینترنتیclose
انتخابات ایران: وقتی یک پراید، مرسدس بنز را شکست می‌دهد



. / . / . /
آخرین ارسال های تالار گفتمان

مادر باهوش - داستان طنز

ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﭘﺴﺮﺵ ﻣﺴﻌﻮﺩ ، ﻣﺪﺗﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺤﻞ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﻭ ﯾﻌﻨﯽ ﻟﻨﺪﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﺍﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻫﻢ ﺍﺗﺎﻗﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻨﺎﻡ Vikki ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﮐﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻓﯽ ﻫﻢ ﺍﺗﺎﻗﯽ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﻫﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﻮﺩ. ﺍﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻇﻨﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺑﺎﻋﺚ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺷﺪ. ﻣﺴﻌﻮﺩ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ " : ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﻓﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ، ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻭ Vikki ﻓﻘﻂ ﻫﻢ ﺍﺗﺎﻗﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ " متن کامل در ادامه ی مطلب . . . .



درباره : , ,
برچسب ها : داستان طنز.داستان خنده دار. جک.جوک.داستان خنده ,
بازدید : 2000
تاریخ : جمعه 25 فروردين 1391 زمان : 21:50 | نویسنده : -JavAd- | لينك ثابت

قلدر - داستان طنز

مايكل، راننده اتوبوس شهري، مثل هميشه اول صبح اتوبوسش را روشن كرد و در مسير هميشگي شروع به كار كرد. در چند ايستگاه اول همه چيز مثل معمول بود و تعدادي مسافر پياده مي شدند و چند نفر هم سوار مي شدند. در ايستگاه بعدي، يك مرد با هيكل بزرگ، قيافه اي خشن و رفتاري عجيب سوار شد او در حالي كه به مايكل زل زده بود گفت: »تام هيكل پولي نمي ده«! و رفت و نشست. مايكل كه تقريباً ريز جثه بود و اساساً آدم ملايمي بود چيزي نگفت اما راضي هم نبود. روز بعد هم دوباره همين اتفاق افتاد و مرد هيكلي سوار شد و با گفتن همان جمله، رفت و روي صندلي نشست متن کامل در ادامه ی مطلب . . . . .



درباره : , ,
برچسب ها : جک.اس ام اس .جک.لطیفه.جک جدید.سرکاری. باحال. خنده دار.داستان.داستان طنز.داستان خنده دار.داستان طنز جدید.داستان طنز خنده دار.داستان طنز جدید و باحال ,
بازدید : 1147
تاریخ : جمعه 25 فروردين 1391 زمان : 21:20 | نویسنده : -JavAd- | لينك ثابت

زنجیره ی عشق - داستان کوتاه

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود. اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون کنم. زن گفت صدها ماشین از جلوی من رد شدند ولی کسی نایستاد، این واقعا لطف شماست . وقتی که او لاستیک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده رفتن شد، زن پرسید: "من چقدر باید بپردازم؟" و او به زن چنین گفت: "شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این چنین شرایطی بوده ام. و روزی یکنفر هم به من کمک کرد. همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهیت رو به من بپردازی، باید این کار رو بکنی. نگذار زنجیر عشق به تو ختم بشه"! متن کامل در ادامه ی مطلب . . . . . .



درباره : , ,
برچسب ها : داستان،داستان کوتاه،بهترین داستان های کوتاه،داستان های کوتاه نویسندگان بزرگ،داستان کوتاه ادبی،داستان کوتاه فلسفی،داستانک،داستانک ادبی،داستان کوتاه قشنگ،داستان کوتاه باحال،داستان های کوتاه جدید و قشنگ،بهترین داستان های کوتاه ,
بازدید : 929
تاریخ : جمعه 25 فروردين 1391 زمان : 21:14 | نویسنده : -JavAd- | لينك ثابت

بهترین جک دنیا - طنز

این جک در یک مسابقه بعنوان بهترین جک دنیا معرفی شد . . متن کامل در ادامه ی مطلب . . .



درباره : , ,
برچسب ها : جک.اس ام اس .جک.لطیفه.جک جدید.سرکاری. باحال. خنده دار. ,
بازدید : 1890
تاریخ : جمعه 25 فروردين 1391 زمان : 21:11 | نویسنده : -JavAd- | لينك ثابت

کد نمایش فال در وبلاگ شما

کدی جالب که تا حدودی باعث افزایش بازدید وبلاگ میشه و وبلاگ شما رو جذاب تر میکنه نمونه کد

طالع بینی انبیا طالع بینی عشق
طالع بینی مصری طالع بینی هندی
فال کلیکی عشق سنج
کد اصلی در ادامه ی مطلب . . .



درباره : , ,
برچسب ها : کد وبلاگ‏ , کد نمایش فال در وبلاگ‏ , کد نمایش طالع بینی در وبلاگ ,
بازدید : 513
تاریخ : جمعه 25 فروردين 1391 زمان : 21:5 | نویسنده : -JavAd- | لينك ثابت

دکتر و سه بیمار - داستان طنز

یه روز صبح یه مریض به دكتر جراح مراجعه میكنه و از كمر درد شدید شكایت میكنه . دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه : خب، بگو ببینم واسه چی كمر درد گرفتی؟ مریض پاسخ میده: »من برای یك كلوپ شبانه كار میكنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم كه یكی اونجا بوده!! دربالكن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالكن، ولی كسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه كردم، یه مرد را دیدم كه میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید. من یخچال را كه روی بالكن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!! دلیل كمر دردم هم همین بلند كردن یخچاله. متن کامل در ادامه ی مطلب . . . . .



درباره : , ,
برچسب ها : داستان طنز،داستان خنده دار،جوک ,
بازدید : 1488
تاریخ : جمعه 25 فروردين 1391 زمان : 21:4 | نویسنده : -JavAd- | لينك ثابت

شادی سخت نیست - داستان عاشقانه

ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺎ ﭘﯿﺮ ﻣﺮﺩ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩ؛ ﺭﻭﯼ ﻧﯿﻤﮑﺘﯽ ﭼﻮﺑﯽ؛ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﯾﮏ ﺁﺏ ﻧﻤﺎﯼ ﺳﻨﮕﯽ. ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ: -ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ؟ -ﻧﻪ. -ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ؟ -ﻧﻪ. -ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟ -ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻥ. -ﭼﺮﺍ؟ -ﺟﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺘﻢ. -ﻗﺒﻼ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻦ؟ -ﻧﻪ. متن کامل در ادامه ی مطلب . . .



درباره : , ,
برچسب ها : داستان عاشقانه.رمان عاشقانه.داستان غمگین.داستان غمگین عاشقانه.داستان فلسفی.داستانک عاشقانه.عشق.داستان گریه دار.داستان عاشقانه ,
بازدید : 1125
تاریخ : جمعه 25 فروردين 1391 زمان : 20:54 | نویسنده : -JavAd- | لينك ثابت

فال با پاسور - آموزش

فال احساس: فال احساس برای اطلاع از احساس شخص مقابل نسبت به شما و احساس شما نسبت به آن شخص است یه فال ساده بسیار جالب و تعجب آور ! ابتدا ورق ها را خوب بر بزنید به حالتی كه پشت ورق ها ببینید نه روی ورق را سپس به تعداد اسم شخص مقابل بچینید . مثلا" مینا " دارای 4 حرف است بنابرین باید از اول دسته به تر تیب ۴ ورق كنار هم بگذاریم و سپس به ترتیب از اولین ورق شروع به پر كردن همه ۴ دسته می كنیم . سپس دسته ها را از اولین دسته روی هم قرار دهید . حالا شروع به خواندن و تعبیر می كنیم . شما باید ورق های مشابه را پیدا كنید و كنار بگذارید مثلا ۷ و ۷ حالا از هر نوعی بود . چنانچه كنار هم بودند انها را از بقیه دسته جدا كرده و كنار بگذارید به این ترتیب متن کامل در ادامه ی مطلب . .



درباره : , ,
برچسب ها : فال‏ , فال پاسور‏ , فال ورق‏ , فال احساس با پاسور‏ , فال پاسر‏ , فال احساس با ورق‏ , اموزش فال با پاسور‏ , فال احساس پاسور ,
بازدید : 5948
تاریخ : جمعه 25 فروردين 1391 زمان : 20:45 | نویسنده : -JavAd- | لينك ثابت

مدیون - داستان عاشقانه

ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎ ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺑﻪ ﭘﺴﺮ ﮐﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭﯾﺶ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﺎﻣﻼ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﻟﯽ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺷﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﮐﻠﯿﻪ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺪﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺴﺘﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﻋﯿﺎﺩﺗﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﺶ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺩﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﺪﻧﺪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮﺵ ﺑﻮﺩ ﺣﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﺧﺺ ﺷﺪﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﭘﺴﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﻗﺎﻧﻊ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺮﺳﺸﻬﺎﯾﺶ ﯾﺎ ﺳﮑﻮﺕ ﺑﻮﺩ ﯾﺎ ﺟﻮﺍﺑﻬﺎﯼ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﺗﻪ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﺣﻤﻘانه بودن انها پی برده بود متن کامل در ادامه ی داستان . . . .



درباره : , ,
برچسب ها : داستان عاشقانه.داستان های عاشقانه.پایگاه عشق.عشق و عاشقی ,
بازدید : 609
تاریخ : جمعه 25 فروردين 1391 زمان : 20:42 | نویسنده : -JavAd- | لينك ثابت

ماهی گیری - داستان طنز

ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺗﻤﺎﺱ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ":ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﺯﻡ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺭﺋﯿﺲ ﻭ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﯼ ﺑﻪ ﮐﺎﻧﺎﺩﺍ ﺑﺮﯾﻢ" ﻣﺎ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﯿﻢ.ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺻﺖ ﺧﻮﺑﯿﻪ ﺗﺎ ﺍﺭﺗﻘﺎﯼ ﺷﻐﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮﺵ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﭘﺲ ﻟﻄﻔﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﮐﺎﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻭ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﻣﺎﻫﯿﮕﯿﺮﯾﻤﻮ ﻫﻢ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﮐﻦ متن کامل در ادامه ی مطلب . . . .



درباره : , ,
برچسب ها : tags : داستان.داستان باحال.داستان طنز.داستان خنده دار.جک.لطیفه خنده دار.داستانک طنز.داستان چیز دار.داستان مورد دار.داستان.داستان جدید.داستان طنز جدید.داستان خنده دار جدید ,
بازدید : 736
تاریخ : جمعه 25 فروردين 1391 زمان : 20:34 | نویسنده : -JavAd- | لينك ثابت


صفحات سايت

تعداد صفحات : 4

لینک دوستان

تمامی حقوق مطالب، تصاویر و طرح قالب برای وای عجب عکسیه ! محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سایت ها و نشریات تنها با ذکر منبع مجاز میباشد.
Powered By rozblog and Hosted By Rozblog.com